مردان بزرگ ، آرزوهای بزرگ
هنگامی که سید حسن نصرالله می خواست به ایران بیاید از کسانی که در حضورش بودند خواسته بود اگر حاجتی دارند در ورق کاغذی بنویسند تا او در ضریح حضرت معصومه (س)بیندازد . نوشتن حاجتها خیلی طول نکشید ، اما انگار مجاهد جوان حاجتهای زیادی داشت . در حالی که همه نوشتن را تمام کرده بودند او هنوز در حال نوشتن حاجتش بود ! پرسیدند : " چه حاجتی داری که این قدر نوشتن لازم دارد ؟ " با کمی تأمل گفت : " شـهـادت " ، و از سید حسن خواست تا بر خلاف همه نامه ی او را در ضریح امام رضا (ع) بیندازد . 

بیست روز بعد ، جنازه ی " محمد جهاد یوسف " یا " سراج " در حالی در القصیر به دست تکفیری ها افتاد که در وصیت نامه اش نوشته بود :
" در همه حال برای تشکیل حکومت امام زمان تلاش کنید . "
.jpg)
چند روز قبل ، جسد مبارکش را از تکفیری ها پس گرفتند و در شهر امام موسی صدر - صور - ، و پس از تشییعی که صور کمتر به خود دیده بود به خاکش سپردند ..


.jpg)
چند روز قبل ، جسد مبارکش را از تکفیری ها پس گرفتند و در شهر امام موسی صدر - صور - ، و پس از تشییعی که صور کمتر به خود دیده بود به خاکش سپردند ..


+ نوشته شده در ساعت 20:19 توسط ســــاجد
|
" بعضی ها ایستاده اند ،، می گویند ما تا آخرین نفس بنا داریم بایستیم ،، تا آخرین قطره خونمون رو هم خواهیم داد ..ما البته اگر پاش بیفته تا آخرین قطره خونمان را می دهیم ولی می دانیم که به آخرین قطره نخواهد رسید .. "