زیــتــون سـُـرخ

به مناسبت 14 می ؛ روز تاسیس رژیم اشغالگر قدس

" اما تو ای ابوابراهیم ؛ امانت دار خون شهدا بودی و در راه خدا به شایستگی جهاد کردی . اگر دیروز تو در یادواره ی دوست و همرزمت ، سید عباس موسوی ، سید شهدای مقاومت اسلامی گفتی : « حزبی که دبیرکل آن به شهادت برسد هرگز شکست نمی خورد . » ، من امروز در برابر پیکر پاکت این جملات را زمزمه می کنم که جهاد اسلامی که رهبرش شهید شده است هرگز شکست نمی خورد ، هرگز عقب نشینی نمی کند . نهضتی که خون تو در رگهای جوانانش جریان دارد هرگز تسلیم دشمن نمی شود .. " 

سید حسن نصرالله این گونه با ابوابراهیم ، فلسطینی عاشق امام خمینی وداع کرد ؛ کسی که مبارزه علیه اشغالگری اسرائیل را از انحصار گروههای چپ گرا درآورد و جنبشی اسلامی تاسیس کرد که تا همین امروز هم نام آن برای صهیونیستها مساوی با " وحشت " است . جنبشی که در سخت ترین شرایط - بر خلاف بعضی اسلافش - به متحدان قدیمی و راستینش پشت نکرد و هیچ گاه در شعله ور کردن آتش فتنه مذهبی شرکت ننمود . " ابوابراهیم " ، کسی جز شهید دکتر فتحی شقاقی نیست . همان که ولی امر مسلمانان در رثایش گفت :

" مجاهد مومن و شجاع و متفکر مخلص ، شهید دکتر فتحی شقاقی یکی از چهره های درخشانی بود که فجر مبارزات اسلامی مردم فلسطین را در دهه اخیر پدید آورد و همه ی توان و امکانات ، و اکنون جان عزیز خود را بر سر این جهاد مقدس گذاشت .. " 


سال 1967 ، پس از آنکه اسرائیل ارتش های مصر و سوریه را در عرض چند روز به نابودی کشاند ، و پس از آن که ناکارآمدی نطق های آتشین ناصر بر همگان اثبات شد ، و بعد از آن که مردم خود دیدند که مصر - آن طور که ناصر می گفت - دیگر نه تنها نمی تواند " یهودی ها را به دریا بریزد " ، که غزه و صحرای سینا را هم از دست داده است و خلاصه بعد از شکست خوردن ناسیونالیسم عربی ، عده بسیار زیادی به مکتبهای دیگر  دل بستند . جمعی به سمت مارکسیسم و چپ متمایل شدند ، جمعی با اسرائیل دست دوستی دادند ، عده ای خود را " بدون ایدئولوژی " معرفی کردند ، و عده ی فوق العاده کمی هم دریافتند که راه درست فقط و فقط اسلام است .


" از خون تو فلسطین به عشق جهاد و شهادت مزین شد "

شقاقی جوان هم - گویی که از همان زمان برای زنده کردن اسلام در فلسطین برگزیده شده باشد - در اوج گرایش به بی دینی آن چنان به اسلام متمایل شد که تصمیم گرفت سازمانی اسلامی تاسیس کند . او بعد از آن که لیسانس ریاضی اش را از دانشگاه بئرزیت کرانه باختری گرفت ، در سال 1974 به مصر سفر کرد تا در رشته ی پزشکی تحصیل کند ؛ سفری که سرآغاز فعالیت های سیاسی او بود . در طول اقامتش در مصر مقاله های متعددی با نام مستعار " عزالدين فارس " در مجلات اسلامی نوشت و حتا در 1978 کتابی در حمایت از امام خمینی تالیف کرد که باعث شد او 4 ماه به جرم حمایت از امام خمینی به زندان برود . همان روزها انقلاب اسلامی پیروز شد و امیدهای مبارزان فلسطینی تقویت ؛ و همین روزنه های امید به شقاقی جرات داد تا به آرزوی قدیمی اش جامه حقیقت بپوشاند . و این گونه ، یک سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1980 سازمان جهاد اسلامی فلسطین توسط فتحي شقاقي ، عبدالعزیز عوده و بشیر موسی تاسیس شد و خود دکتر شقاقی دبیرکلی آن را بر عهده گرفت .


سازمان جهاد اسلامی فلسطین

پس از ترور انور سادات توسط خالد اسلامبولی که از دوستان نزدیک شقاقی بود او - که تحت تعقیب سازمانهای امنیتی مصر قرار گرفته بود - مخفیانه به فلسطین بازگشت تا مبارزه را آغاز کند . بلافاصله پس از بازگشت سازماندهی هسته های جهاد اسلامی را آغاز کرد و برای همین ، اولین با در 1983 به 11 ماه زندان و پس از آن ، در 1986 بار دیگر زندانی شد اما این بار قبل از پایان مدت محکومیتش ، در یکم اوت 1988 به لبنان تبعید شد . بعد از شهادتش ، روزنامه ی اسرائیلی معاریو از قول بازجوی او نوشت : « من واقعاً جا خوردم ؛ مردی در برابر من نشسته بود که به رغم تحمل 2 سال زندان و شکنجه در کمال آرامش و با لبخندی پر معنا به من نگاه می کرد و می گفت " اسرائیل باید از بین برود " . » تبعید فتحی شقاقی به لبنان نه تنها خللی در عملیات جهاد اسلامی ایجاد نکرد که باعث شد جهاد اسلامی بیش از پیش به ایران و حزب الله نزدیک شود .


" از بین بردن اسرائیل از اهداف ماست "

چند سالی بیشتر از تبعید او نگذشته بود که دوست و همرزم قدیمی فتحی ، سید عباس موسوی به شهادت رسید و شقاقی این گونه با او وداع کرد :

" ای سید ، ای فدایی بزرگ .. از همان ابتدا که با تو آشنا شدم به فروتنی و مهربانی تو غبطه خوردم . تو برای دفاع از فلسطین از فلسطینی ها بیشتر احساس مسئولیت می کردی ..

وقتی که اعراب از خادم الحرمین تا پادشاه مغرب برای فروش قدس صف کشیده اند تنها سید عباس موسوی ست که برای دفاع از قدس در خون خود می غلطد .. "

امضای توافقنامه اسلو در سال 1993 و خیانت آشکار یاسر عرفات به فلسطین خون مبارزانی مثل فتحی شقاقی را به جوش آورد :

" عرفات هم اکنون به بهانه های واهی به نیابت از اسرائیل به جنگ علیه فلسطین برخاسته است . از این پس ، در نتیجه این توافقنامه جهاد ما برای وطن و مقدساتمان " تروریسم " نام خواهد گرفت .. "

.. اما دنیا برای مردانی مثل او کوچک بود ؛ تاسف می خورد که همرزمانش به شهادت رسیده اند و او هنوز در قید دنیا مانده است ..

" کربلا در قلب ما زنده است ، امام حسین (ع) در قلب ما زنده است ، امام خمینی در یاد ما باقی ست .. "

.. روز بیست و نهم اکتبر 1995 ، جنبش جهاد اسلامی بیانیه ای صادر کرد که در آن آمده بود : « ما زمین را زیر پای صهیونیستهای جنایتکار به لرزه در خواهیم آورد . ما انتقام خون دبیرکل شهیدمان را خواهیم گرفت .. » خبر کوتاه ، مهم و غم انگیز بود : « دکتر فتحی عبدالعزیز شقاقی ، دبیرکل سازمان جهاد اسلامی فلسطین بامداد 29 اکتبر در جزیره مالت توسط ماموران موساد به شهادت رسید . » بعد ها مشخص شد قذافی مسیر سفر او را لو داده ، و اسحاق رابین شخصاً عملیات ترور را فرماندهی کرده است .

هزاره دوم به پایان نرسیده بود که یک یهودی ، رابین را به درک واصل کرد و رمضان 2011 هم قذافی را در لانه ی موشی به جهنم فرستادند .. 


تشییع پیکر شهید در اردوگاه یرموک - دمشق


پیکر شهید پس از ترور

+ سخنرانی سید حسن نصرالله در سالگرد شهادت شهید در اردوگاه یرموک - سوریه

دانلود

+ کتاب های " رحلةُ الدَّم الذي هَزَمَ السَيْف " و " الخميني .. الحل الإسلامي والبديل " از شهید ( عربی )

دانلود

الـمـوقـف سـلاح  

*ساعت 2 نیمه شب ؛ هشتم مارس 1983 میلادی

روحانی جوان گمنامی در روستای جِبشیت توسط اشغالگران اسرائیلی دستگیر می شود . کم تر کسی او را می شناسد اما دستگیر شدن او را در جنوب لبنان معروف و مشهور و محبوب شیعیان می کند .

*ساعت 12 نیمه شب ؛ شانزدهم فوریه 1984 میلادی

" شیخ جنوب " در سیاهی شب با گلوله های مزدوران اسرائیل به شهادت می رسد . فردا صبح ، وقتی خبر شهادت او به گوش مردم می رسد او دیگر " شیخ شهدای مقاومت اسلامی " ست .


آن روحانی جوان اهل جبشیت کسی نیست جز شیخ راغب احمد حرب ، شیخ راغبی که سالهاست به عنوان نماد خط مقاومت اسلامی در لبنان شناخته می شود . روزی که اسرائیل در 1982 به لبنان حمله کرد و بیروت را به عنوان دومین پایتخت عربی اشغال ، شیخ راغب برای شرکت در همایش ائمه جمعه به تهران رفته بود ؛ و هنگامی که بازگشت دعای امام خمینی رض را به همراه آورد . او همایش را در تهران نیمه کاره رها کرد و به سرزمین مادریش بازگشت تا بگوید :

" عقب نشینی تنها راه پیش روی اسرائیلیهاست ؛ ما صریحاً به آنها اعلام می کنیم که اگر از لبنان عقب ننشینند به مبارزه با آنها ادامه خواهیم داد . "


شیخ راغب حرب در جوانی

شیخ شهدای مقاومت اسلامی سال 1952 در خانواده ای مذهبی در جبشیت به دنیا آمد ؛ پس از گذراندن دوره ی متوسطه در سال 1969 برای تحصیل علوم دینی به بیروت رفت و یک سال بعد بیروت را به مقصد حوزه علمیه نجف ترک کرد . راغب حرب جوان در حوزه نجف با آیت الله شهید سید محمد باقر صدر آشنا شد ؛ همان محمد باقر صدری که می گفت : " در امام خمینی ذوب شوید همانگونه که او در اسلام ذوب شده است " .

در سال 1974 بر اثر فشارهای دولت عراق به طلاب خارجی به جبشیت بازگشت و تمام عزم و اراده خود را به کار گرفت تا آثار همه تبعیضهایی که در گذر قرن ها به شیعیان جبل عامل روا داشته شده بود را از بین ببرد . با تلاش او در این سالها و سالهای بعد " بنیاد شهید " و " جمعیت خیریه فرهنگی " - که تکفل ایتام را بر عهده داشت - تاسیس شد . طوری با مشکلات مردم برخورد می کرد که گویی مشکلات خودش هستند . حتا وقتی ساختمان خانه ایتام تکمیل نشده بود شخصاً در خانه خودش تعدادی از آن ها را اسکان داده بود .

سال 1978 با پیروزی انقلاب اسلامی ایران شیخ راغب که آرزوهایش را در حکومت ولی فقیه متجلی می دید از اولین کسانی بود که حمایت همه جانبه اش را از انقلاب اعلام کرد :

" به امام خمینی می گوییم : ما پیرو تو هستیم و به خدا قسم از تو جدا نخواهیم شد . امروز امت اسلامی رهبری دارد که گامهایش را استوار می کند و راه را نشانش می دهد . "

چیزی نگذشت که اسرائیل به لبنان حمله کرد ؛ و تا خود بیروت بی آن که با هیچ مشکلی مواجه شود پیشروی کرد . اما کار در بیروت گره خورد . ارتش اسرائیل ذر جنوب بیروت با عده ای جوان مسلح روبرو شد که طرز تفکر ناشناخته ای برای اسرائیل داشتند . آنها بر خلاف چپی های فلسطینی و سربازان سوری و مصری از مرگ استقبال می کردند و همین در قلب یهود - که ترسو ترین قوم عالمند - بذر وحشت را کاشت . کم کم درگیری ها به جنوب لبنان گسترش یافت و شیخ راغب و کسانی مانند سید عباس موسوی ، شیخ عفیف نابلسی ، سید حسن نصرالله و علامه فضل الله رض نقش محوری در تشویق مردم به مقاومت پیدا کردند . هنوز خطبه های جمعه شیخ راغب از یاد مردم نرفته که :

" اسرائیلی ها می توانند بگویند : « عربها را در صحرای سینا شکست دادیم » یا « فلسطین را اشغال کردیم » اما هرگز نمی توانند بگویند : « جنوب لبنان را به زانو درآوردیم » .. "

صدای او هنوز در گوش جوانان آن روز جبشیت می پیچد که :

" وقتی دیدید تانکهای اسرائیلی می خواهند وارد روستا بشوند همه با هم تکبیر بگوئید که الله اکبر آنها را می ترساند . " 

و همین الله اکبرها باعث شد که تانکهای اسرائیلی تا مدت ها با پرچم سفید وارد جبشیت شوند ! نکته جالب همین جاست که همین روستاها سالهای قبل با حملات هوائی اسرائیل پرچم سفید نشان هواپیماهای اسرائیلی می دادند ؛ اما انگار زحمات امام موسی صدر نتیجه داده بود و به شیعیان مستضعف فهمانده بود که " می توان بود و ایستاد و پیروز شد " .



دیگر مقاومت سازمان یافته و منسجم شده بود و همان وقت ها اولین دوره آموزشی رزمندگان مقاومت توسط سپاه هم پایان یافت ؛ پس در نتیجه عملیات مقاومت کیفیتاً و کمیتاً افزایش یافت .
دشمن فکر می کرد دستگیری شیخ راغب بر روی عملیات مقاومت تاثیر منفی می گذارد ؛ پس او در هشتم فوریه 1983 دستگیر و زندانی شد اما اعتراضات مردمی آن قدر شدید بود که پس از هفده روز شیخ راغب حرب آزاد شد.


شیخ راغب حرب پس از آزادی
 
در مورد آن هفده روز می گفت :

در زندان از من می پرسیدند : « درست است که [ حضرت ] مهدی عج وقتی ظهور کند ما را می کشد و حکومت ما را از بین می برد ؟ » آن وقت بود که فهمیدم چه ترسی در وجود آنها رخنه کرده است !

اسارت شیخ راغب عزمش را محکم تر و اراده اش را در مواجهه قویتر کرد . او در مراسم تکریم شهدای مقاومت شرکت می کرد ، رزمندگان را به مقاومت بیشتر فرامی خواند و خطبه های آتشین جمعه اش را ادامه می داد :

" مجدداً به آمریکا ، اسرائیل و متحدانشان اعلام می کنیم ؛ هر آن چه می توانید مکر و فریب و کوششتان را به کار بگیرید که به خدا قسم نخواهید توانست ما را شکست بدهید و شعله ی مقاومت را در قلب ما خاموش سازید .. "

.. و دشمن صهیونیستی گمان برد خط مقاومت به " اشخاص " وابسته است ؛ پس تصمیم گرفت با روش قدیمیش صدای شیخ راغب حرب را خاموش کند .

شب جمعه ی 16 فوریه 1984 ؛ بعد از مراسم دعای کمیل صدای رگبار مسلسلی در روستا پیچید و قلبی شکافته شد ؛ قلبی به وسعت کل لبنان ..


 .. أحياء عند ربهم یرزقون ..


لباسی که شیخ راغب هنگام شهادت آن را پوشیده بود ؛ و عمامه ای که از امام خمینی هدیه گرفته بود ..
اشغالگران گمان کردند که با کشته شدن او در کار مقاومت در جنوب اخلال ایجاد می شود اما دقیقاً یک سال بعد ، در همان روز شهادت شیخ راغب اسرائیلی ها با خفت از بیشتر خاک لبنان عقب نشینی کردند و خود را در نوار باریک مرزی زندانی !

پوستر به مناسبت سالگرد سوم شهادت شیخ راغب حرب - 1987


پوستر به مناسبت اولین سالگرد شهادت شیخ راغب حرب
" از دریای خون خواهیم گذشت تا به پیروزی برسیم "


پوستر : " ای عاشق جهاد
، با خون حسینی مقاوم تو عهد می بندیم که به جنگ با صهیونیست ها تا نابودی اسرائیل ادامه دهیم . "


پوستر به مناسبت اولین سالگرد شهادت شیخ راغب حرب
" خون پاک تو چراغ راه مقاومت اسلامیست و آتشی که صهیونیست ها را خواهد سوزاند .. "
*تیتر اشاره به شعار معروف شیخ راغب حرب " الموقف سلاح و المصافحة اعتراف "
" زبان ما در برابر اسرائیل فقط زبان اسلحه است و دست دادن با اشغالگر به منزله به رسمیت شناختن اوست "