-:پنجم ژوئن 1967 : جمال عبدالناصر با "پان عربیسم" اش از بحران 1956 ِ سوئز سلامت بیرون آمده و با تشکیل "جمهوری متحد عربی" اضافه بر حمایت همه جانبه شوروی - که جمهوری متحد عربی را مطمئن ترین متحد منطقه ای خود می دانست - نه تنها در اوج قدرت است که به محبوبیتی دست نیافتی هم رسیده ، و همین موضوع اسرائیل تازه تأسیس را با بن بستی امنیتی روبرو کرده است.اکنون قدرت "ظاهری" مصر و سوریه و اردن و عراق چندین برابر ارتش اسرائیل است و آغاز هرگونه جنگی با اعراب ، به معنای "تهدید موجودیت اسرائیل" شناخته می شود.


(طرف راست مربوط به ارتش اعراب و طرف چپ مربوط به ارتش اسرائیل است .)

اسرائیل برای خروج از این بن بست و محاصره امنیتی ، وارد "بازی" پرریسکی می شود که پیروزی در آن ، مساوی با بقا و شکست در آن مساوی با نابودی ست.

"بازی" صبح پنجم ژون آغاز می شود.ارتش اسرائیل تقریباً همزمان به مصر و اردن و سوریه و عراق حمله ور می شود .با گذشت شش روز از جنگ ، معادله کاملاً بر عکس می شود.اسرائیل از بحران خارج می شود و کشورهای عربی را در بحران قرار می دهد ، و با نابودی فقط و فقط 46 هواپیما ، نیروی هوایی مصر و سوریه و اردن را "نابود" می کند.نیروی زمینی مصر و سوریه هم متحمل تلفات جدی می شوند.قدس به عنوان اولین پایتخت عربی به اشغال صهیونیستها در می آید و با تصرف صحرای سینا و جولان ، ارتش اسرائیل در یک قدمی دمشق و قاهره است .در یک کلام ، جمال عبدالناصر بزرگترین شکست عمرش را متحمل می شود (و دو سال بعد بر اثر فشارهای روانی سکته می کند ) و اسرائیل در موضع قدرت قرار می گیرد و "بازی" را قاطعانه می برد.

The Game Is Over

تانک منهدم شده سوری

موشه دایان در کنار دیوار براق

-40 سال بعد ، 13 جولای 2006 : با به اسارت گرفته شدن دو سرباز اسرائیلی در زمین های لبنان ، اسرائیل حمله ی تمام عیاری را آغاز می کند که بر خلاف "بازی" سال 67 نه تنها پرریسک نیست ، که حتی احتمال شکست در آن هم لحاظ نمی شود.اسرائیل در طول 33 روز برابر تمام حجم آتشی که در طول 40 سال جنگ با اعراب ریخته بود روی لبنان آتش می ریزد و با کمک جرج بوش پسر ، در تکمیل سناریوی "خاورمیانه بزرگ" قدم برمی دارد.اما گروهی که چندین بار از ارتش های عربی در 1967 کوچکتر و ضعیف تر است 33 روز سر خم نمی کند و طولانی ترین جنگ تاریخ اسرائیل را رقم می زند.وقت آن بود که حافظه تاریخی بنی اسرائیل به کار بیفتد و "فتح خیبر" را به یاد بیاورد.نصرالله مردم را به "پیروزی مجدد" و "آزادی اسرا" وعده می دهد و هر دو وعده محقق می شود.در پایان جنگ ، نه تنها اسطوره مرکاوا ، و نه تنها اسطوره "سرباز اسرائیلی" ، که اسطوره "ارتش شکست ناپذیر" هم شکست می خورد و روزنه جدیدی به روی مقاومت اسلامی در فلسطین می گشاید.برای اولین بار ، تلفات ارتش اسرائیل از طرف مقابل بیشتر می شود و بیمارستان های روانی آلمان و سوئیس پر از سربازان اسرائیلی می شوند .و حزب الله با وجود آن که از لحاظ نظامی در موضع ضعف بود ، پیروز می شود ، و عملاً نشان می دهد که نه "پان عربیسم"ِ عبدالناصر ، نه "مارکسیسم" جورج حبش ، نه "سکولاریسم" میشل عفلق و نه حتا " بی عقیدگی " یاسر عرفات راه حل درست هستند ، بلکه راه حل درست "مقاومت اسلامی" است .

این بار هم 

The Game Is Over

اما به ضرر اسرائیل ..

"سربازی که شکست نمی خورد . " 

"حزب الله به ما ثابت کرد که نوع دیگری از عرب هم وجود دارد .. "

نخست وزیر سابق رژیم صهیونیستی - اسحاق شامیر 


لینک هایی مرتبط با موضوع :

و ما ادراك ما لبنان؟ (+)

تجربه مقاومت (+)

تو ننگ عربی سید حسن (+)

این مطلب در عمار نامه