فردای عروجش ، وقتی که نماینده حزب الله تسلیت سید حسن نصرالله را برای خانواده اش آورده بود ، در جواب این که " تمام تلاشمان را برای بازگرداندن پیکرش می کنیم " شنید : 

حاج حاتم هیچ وقت برنمی گردد . از ابتدای زندگی مشترکمان یادم هست که هرشب با صدای مناجات او از خواب بیدار می شدم و می دیدم که بعد از نماز شبش ، یک نماز دو رکعتی هم به جا می آورد . بارها و بارها از راز آن دو رکعت از او پرسیده بودم ، اما هیچ وقت جواب درستی نمی داد . سالها این سوال در ذهن من بدون پاسخ باقی ماند تا این که همین چند هفته قبل ، قبل از آن که خانه را برای همیشه ترک کند به من گفت :

 آن نماز های دو رکعتی برای این بود که اگر شهادت نصیبم شد ، جسدم پیدا نشود و مثل حضرت زهرا (س) قبری نداشته باشم . اگر دیگر مرا ندیدی ، ناراحت نباش و بدان که حاتم به بزرگترین آرزویش دست یافته است .. 

شهید حاج حاتم ابراهيم حسین - ابوعلی - 



ارسال توسط ســــاجد

" من یک وقتی عرض کردم که ملت اسلامی جا دارد اگر فکر کند که چرا 50 سال بعد از وفات پیامبر (ص) کار کشور اسلامی به جایی برسد که این مردم مسلمان در کوفه و کربلا جمع بشوند و جگر گوشه ی پیغمبر (ص) را با آن وضع فجیع به خاک و خون بکشند . چه شد که امت اسلامی - که آن قدر نسبت به جزئیات احکام اسلامی دقت داشت - در یک چنین قضیه واضحی این قدر دچار غفلت وسستی وسهل انگاری بشود که یک چنین فاجعه ای به وجود بیاید ؟ این انسان را نگران می کند . مگر ما از جامعه زمان پیغمبر (ص) و امیرالمؤمنین  (ع) قوی تر و محکم تریم ؟ چکار کنیم که این طور نشود ؟ 

تاریخ را با قصه اشتباه نکنیم ، تاریخ یعنی شرح حال ما منتها در یک تحلیل دیگر ، تاریخ یعنی من و شما . هر کدام از ما باید نگاه کنیم که ما در این داستان کجائیم ؟ کدام قسمت قرار گرفتیم ؟ بعد ببینیم آن کسی که مثل ما در این قسمت قرار گرفته بود آن روز چطور عمل کرد که ضربه خورد ، ما آن طور عمل نکنیم . شما خودتان در این تحلیل از صدر اسلام ببینید کجائید . 

عده ای عوامند ، قدرت تصمیم گیری ندارند . باید مواظب باشیم جزء عوام نباشیم ، یعنی هر کاری که می کنیم از روی بصیرت باشد . آن کسی که از روی بصیرت عمل نمی کند عوام است .لذا ببینید پیغمبر (ص) می فرمایند من و پیروانم با بصیرت عمل می کنیم و پیش می ریم ، بصیرت . اگر جزء گروه عوامید سعی کنید قدرت تحلیل پیدا کنید ، تشخیص بدهید ، معرفت پیدا کنید و به سرعت خودتان را از گروه عوام خارج کنید . 

آمدیم سراغ خواص ، در گروه خواص ببینیم ما جزء خواص طرفدار حقیم یا خواص طرفدار باطل . خواص طرفدار باطل حسابشان جدا ، سراغ خواص طرفدار حق برویم . این خواص طرفدار حق دو دسته اند : یک دسته کسانی هستند که در مقابله ی با دنیا ، پول و نام هستند ، [ دسته دیگر کسانی که در برابر دنیا پایشان می لرزد . ] در هر جامعه ای اگر این قسم خوب طرفدار حق بیشتر باشند ، هیچ وقت جامعه ی اسلامی دچار حالت دوران امام حسین (ع) نخواهد شد . مطمئن باشید . اما اگر آن دسته خواص دیگر زیاد باشند دیگر واویلاست . آن دسته ای که حق را می شناسند و طرفدار حقند ولی در عین حال مقابل دنیا پایشان می لرزد . اگر عده این ها زیاد بود آن وقت حسین بن علی ها به مسلخ کربلا خواهند رفت ، بنی امیه هزار ماه در کشوری که پیامبر (ص)  به وجود آورده بود حکومت خواهند کرد ، و امامت به سلطنت تبدیل خواهد شد . 

در دفاع از دین از همه چیز مهم تر بصیرت است . بی بصیرت ها در جبهه باطل قرار می گیرند ، چنانکه در جبهه ابن زیاد کسانی بودند که از فساق و فجار نبودند ، از بی بصیرت ها بودند . اولین عبرتی که در قضیه عاشورا ما را به خود متوجه می کند این است که ما ببینیم چه شد که 50 سال بعد از درگذشت پیامبر (ص) جامعه ی اسلامی به اون حدی رسید که کسی مثل امام حسین (ع) ناچار شد برای نجات جامعه ی اسلامی اون فداکاری رو بکند . اگر یک بیماری وجود دارد که می تواند جامعه ای را که در رأسش پیامبر اسلام (ص)  و امیر المومنین (ع)  بوده است به آن وضعیت ببرد ، ما هم باید از این بیماری بترسیم . امام ما کجا و پیغمبر کجا ؟ جامعه ی ما خیلی باید مواظب باشد که به آن بیماری دچار نشود . عبرت این جاست . 

چه بر سر آن جامعه آمد ؟ من یک آیه از قرآن را در پاسخ به این سوال مطرح می کنم { فخلَفَ مِن بَعْدهِمْ خلْفٌ أَضَاعوا الصَّلَاة وَاتَّبَعوا الشهوات } دو عامل عامل اصلی این انحراف بود : یکی دور شدن از ذکر خدا که مظهرش نماز است ، و دومی دنبال شهوت رانی ها رفتن و دنیا طلبی است . این ها را اصل دانستند و آرمان ها را فراموش کردند . ما هم ممکن است به این درد دچار بشویم ، و کسانی که دلسوزند نباید بگذارند معیارهای الهی در جامعه عوض بشود . اگر معیار تقوا عوض شد ، معلوم است که یک انسان با تقوایی مثل حسین بن علی (ع) باید خونش ریخته شود .

اگر روحیه بسیجی را از دست دادیم چه ؟ اگر جوان مومن را ، جوان بسیجی را انداختیم در انزوا و آدم پرروی فزون خواه پرتوقع را مسلط کردیم چه ؟ همه چیز دگرگون خواهد شد . اگر فاصله بین رحلت نبی اکرم و شهادت جگر گوشه اش 50 سال بود در روزگار ما خیلی این فاصله کمتر ممکن است بشود .. " 

بخشی از بیانات امام خامنه ای در دیدار فرماندان گردان های عاشورا - 1371



ارسال توسط ســــاجد

پیج رنک

آرایش